close
تبلیغات در اینترنت
داستان
loading...

مینیون جون

بخش داستان مینیون جون

lord.peyman بازدید : 115 شنبه 12 مهر 1393 نظرات ()

مردی که خیال می کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت:
خجالت نمی کشی خود را مسخره مردم نموده ای و همه تو را دست می اندازند در صورتیکه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر می کنم.
ملا گفت : ایا در این سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟
دانشمند گفت :اتقاقا چرا؟
ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چیز نرم دم الاغ من بوده است!

 

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    نظرسنجی
    آيا موافقید ما وب رو به دامنه .ir تغییر بدیم یا همین خوبه؟


    آمار سایت
  • کل مطالب : 38
  • کل نظرات : 33
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 152
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 16
  • بازدید امروز : 81
  • باردید دیروز : 45
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 126
  • بازدید ماه : 800
  • بازدید سال : 5,200
  • بازدید کلی : 38,586
  • کدهای اختصاصی
    سلام به کاربران ودوستان عزیزم.

    لطفا برای پیشرفت وب ما را از نظرها و محبت خود بهره مند سازید.


     باتشکر 

    برای گذاشتن تبلیغات در سایتمان........